عبد الله قطب بن محيى

318

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

عروس خرامان رود وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً « 1 » اما اين جز اين خراميدن باشد كه خداى عزّ و جلّ او را نكوهيده ، آنجا كه گفته : إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالًا فَخُوراً . « 2 » اى وليّم ! چنانچه سورهء الرّحمن عروس قرآن است ، عباد الرّحمن عروس جهانند ، عالم به ديدار ايشان خرّم است و زمين به انوار ايشان روشن ، ذكر صفت صالحان كنم تا رحمت خدا ريزان شود و وليّم را از آن نصيب رسد و وليّم بداند كه مقامات اختصاص كسبى نيست ، افرادى را از بنىآدم خداى عزّ و جلّ نامزد آن مىكند و هم از روز اول دايهء لطف خويش را به تربيت ايشان مىدارد و در حجر عنايت ايشان را پرورش مىدهد تا مىرساند به آنچه مىرساند ، كما اقول : جان فداى خاك آن طفلى كنيد * كو خورد روزى بر از نخل اميد هم در آن طفلى است محبوب خدا * صد هزاران جان مشتاقش فدا سايه‌بانش هست از پَرّ مَلك * دايهء او ماه و مهر اندر فلك جمله عالم بر سرش لرزان شده * غير اين انسان كه نادان شده ماهيان در بحر گويندش دعا * هم ددان در كوه‌ها و دشت‌ها ماه تا ماهى گواه حال او است * بندهء آن حشمت و اقبال او است اما مقامات عبادت كسبى است و مبذول از مقامات رحمت عام ؛ سالك بايد كه به انديشهء مقامات اختصاص و كرامات خاصّ خاطر خود را رنجه ندارد و روش خويش را به اين انديشه معلول نگرداند ، ملازم جادّهء عبوديت باشد ، بر قانون اخلاص بىاستشراف به اغراض و اعواض كه اگر چيزى از آن براى او مكتوب است خواهد رسيد و اگر مكتوب نيست او را همين بس كه از خاك‌روبان اين درگاه است و اگر خاكروب اين درگاه نيست ، خاكروب خاك‌روبان اين درگاه . اى وليّم ! ديده‌اى كه مغناطيس سوزنى را بربايد و از او آونگان شود ، باز آن سوزن

--> ( 1 ) . سوره فرقان ، آيه 63 « و بندگان خداى رحمان كسانىاند كه روى زمين به نرمى گام برمىدارند » . ( 2 ) . سوره نساء ، آيه 36 « خدا كسى را كه متكبر و فخرفروش است دوست نمىدارد » .